![]() |
![]() |
|
| ‡خاطرات حبابی من‡ |
|
به نام آنكه دوستي را با لبخند وجدايي را امر اشك آفريد ميدونيد، خيلي وقت بود كه مي خواستم كه وبلاگ رو آپ كنم ولي هيچ حسي نسبت به وبلاگ نداشتم راستش برام جالبه كه هميشه آدما از رو بيكاري ياد بقيه مي افتن من اين حرفم رو قبلا هم تو همين وبلاگ به صورت كامل توضيح دادم. بگذريم فقط اينو بدونيد چه قدر خوبه وقتي سرت شلوغه به فكر اون كسي كه مي دوني تنهاست باشي مطمئن باش اين بهترين هديه است . لازم ميدونم در اينجا از عزيزاني كه در ساختن اين وبلاگ با نظرات سازنده خود منو كمك كردن تشكر كنم. اول از همه، محمد عزيز كه واقعا در ساختن وبلاگ منو كمك كرد زي زي گولوي خودم ((ملودي)) ونوس عزيز از اصفهان... نيلوترين نيلوفرم... محمد(( ترتولك)) از برازجان ستاره ((كوچولو)) ... پرهام ((DP)) وآخر از همه مريم خانوم كه يه جورايي بايد بهش گفت مريم(( شكلاتي)) نشكن دلمو به خدا آهم مي گيره دامنتو عاقبت يه روز نگو نمي توني بدي نظر مگه قلبت شده كينه توز |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 0 قبل از ظهر توسط پسره حبابی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت خواری پی شبنم نمی گردم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
دانلود کنید و همراه با منطق خود لذت از زندگی ببرید راهنمای جامع جستجو سایت ها و وبلاگ ها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|