
سلام دوستان اگه زماني حس کردين اهل فضولي هستين ميتو نين اينجا کليک کنين
زندگی را دریاب ...که زندگی حبابی بیش نیست .
با زندگی عطوفت نما ... که زندگی عطش کویری بیش نیست.
زندگی را به فردا واگذار مکن ... که دقایقی بیش نیست .
به زندگی بنگر با چشم دل ... که زندگی نقاشی بیش نیست .
زندگی را به خاطر بسپار ... که زندگی خاطراتی بیش نیست.
زندگی در غربت و سیاهی ... سرابی بیش نیست.
زندگی را انگونه که دوست داری نخواه ... که حسودی بیش نیست.
زندگی تو را به دور دستها می برد ... رویای خوشی بیش نیست.
زندگی را در انبوه گلهای دشت بیاب ... که زندگی شقایق عاشقی بیش نیست.
زندگی درک زیبایی گلهاست
اي كسانيكه مأمور دفن من هستيد...
هرگاه كه من
مُردم مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همگان بدانند كه جز سياهي در دنيا، چيزي
نديدهام
چشمانم، چشمانمرا باز بگذاريد تا بداند كه هنوز چشم انتظارم.
دهانم، دهانمرا باز بگذاريد تا باور كند كه هنوز، ناگفتنيها دارم. دستانم،
دستانمرا باز بگذاريد تا ببينند كه چيزي باخود نخواهم برد. در تابوت را باز
بگذاريد تا شايد كه بيايد آنگاه، صليبي از يخ بر سر مزارم بگذاريد تا با اولين
طلوع خورشيد، آب گشته، بر خاکم بگريد شما نگرييد
ديگران نگريند هيچكس نماند
همه برويد تنها بودم ميخواهم تنها
بمانم


وقتی من مردم مرا در تابوت سیاهی بگزار تا همه بدانند جوان بودم۰
دستانم را بیرون بگزار تاهمه بدانند کسی را در آغوش نگرفتم۰
چشمانم را باز بزار تا همه بدانند کسی را دیدار نکردم۰
بدنم راحس کنیدتاهمه بدانند گرمای بدنم راکسی حس نکرده۰
لبهایم را باز بگزارید تا همه بدانند لبهایم بروی لبهای کسی نبوده است۰
سر مزارم گوله یخی بگزارید که بجای معشوقم گریه کند۰
و سر قبرم بنویسید ورود ممنوع عشق آمدو گفت بی سواد است۰
حافظ اي حافظ شيرازي
بر من نظر اندازي
من طالب يک رازم
تو کاشف هر فالي
قسم به شاخه نباتت
قسم به قرآني که در سينه داري
اين فال مرا بگشاي
روی عکس کلیک کن ....
آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد.
کاش می آمد و از دور تماشا می کرد.

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن
گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست
پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست
گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست
که در صفحه
شطرنج غمت
شاه عشق بودم
با کیش رخت
مات شدم...
سلام بچه ها الان که دارم این متن رو می نویسم ساعت ۳:۵۴دقیقه صبح ۵شنبه ۹/۴/۸۵یک روز از تولدم گذشته الان هم خواستم به شما ناناز ها بگم از اینکه جشن تولد منو بهم تبریک گفتید تشکر کنم از همه شما دوستان ممنونم ......
راستی می خوام از این به بعد به مشکلات شما رسیدگی کنم می خوام هر کی هر سوالی داره در هر مورد بگه تا همه در موردش نظر بدن باید جالب باشه پس منتظر شما هستم.
به نام آنكه دوستي را با لبخند وجدايي را امر اشك آفريد
ميدونيد، خيلي وقت بود كه مي خواستم كه وبلاگ رو آپ كنم ولي هيچ حسي نسبت به وبلاگ نداشتم راستش برام جالبه كه هميشه آدما از رو بيكاري ياد بقيه مي افتن من اين حرفم رو قبلا هم تو همين وبلاگ به صورت كامل توضيح دادم. بگذريم فقط اينو بدونيد چه قدر خوبه وقتي سرت شلوغه به فكر اون كسي كه مي دوني تنهاست باشي مطمئن باش اين بهترين هديه است .
لازم ميدونم در اينجا از عزيزاني كه در ساختن اين وبلاگ با نظرات سازنده خود منو كمك كردن تشكر كنم.
اول از همه، محمد عزيز كه واقعا در ساختن وبلاگ منو كمك كرد
زي زي گولوي خودم ((ملودي))
ونوس عزيز از اصفهان... نيلوترين نيلوفرم... محمد(( ترتولك)) از برازجان
ستاره ((كوچولو)) ...
پرهام ((DP)) وآخر از همه مريم خانوم كه يه جورايي بايد بهش گفت مريم(( شكلاتي))
نشكن دلمو به خدا آهم مي گيره دامنتو عاقبت يه روز
نگو نمي توني بدي نظر مگه قلبت شده كينه توز
داستان فرشته بد شانس و پري تنها
بر اساس یه داستان واقعی
(البته من بجای اسم شخصیت های این ماجرا از اسم فرشته وپری استفاده کردم)
اگه دوست داري بقيه داستان رو هم بخوني نظرت رو در مورد قسمت اول بده![]()

بدون شرح!!!
پیشنهاد می کنم قبل از اینکه تو زندگیت تصمیمه مهمی بگیری یه سری به آدرس بزن
ضرر نداره
http://www.patoghtoop.com/sargarmi/fal_hajat.html
خواهش می کنم جدی بگیر
سلام به تویی که همیشه همراه من بودی
امید وارم سال خوبی رو داشته باشی و اینکه سایه پدر ومادر همیشه بالای سرت باشه ودعای خیرشان نگهدارت باشه دوست دارم در سال جدید هر وقت که این وبلاگ حبابی رو نگاه می کنی خنده رو لبات وگونه هات سرخ باشه از خوشحالی .
سال نومبارک حباب من
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جذابيتهاي تهران
همونطور كه ميدونيد، اعلام شده که تهران يکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شده. اما تهران جذابيت های منحصر بفردی هم دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد:
پس بچه تهرونیهای گروپ قدر این بهشتی که توش زندگی میکنیمو بدونین
هالا ببینین چرا؟؟؟؟
1)تهران تنها شهری است که در آن می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.
۲) تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و 60نفر سوار اتوبوس می شوند.
۳) تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند.
۴) تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.
۵) در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آن.
۶) در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه جاهايی که ديده نمی شود نگاه می کنند.
۷) همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.
۸) تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است.
۹) مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند
10) رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود.
۱۱) ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود.
۱۲) در شمال شهر تهران مردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری.
13)تو تهران وقتی تجریش برف میاد سمته شوش هوا آفتابیه
14) تهران تنها شهری است در دنيا که وقتی یه خانوم خوشتیپ بخواد سوار تاکسی شه همه مسافرکش میشن
15) تهران تنها شهری که اگه .....................!!!
ودر آخر تهران تنها شهری است در دنيا که دل مردمش پاک مسه دریا ولی چه فایده که مشکلات زندگی امونشونو بریده
آخر نفهمیدیم ما زندگی میکنیم یا زندگی ما
برای آخرین بار منو با یه حباب ببین
شاید بعضی وقت ها تو این فکر افتاده باشید که چرا آدمها، این قدر کوچیک و خوار می شن که هر کی از راه می رسه می زنه تو سرشون میدونی وقتی یه حبابی می خواد متولد شه اول به فکره چیه؟
به فکر این هست که مبادا به چیزی اصابت بکنه تا بترکه آره بترکه .خوب آخه اونم حق داره زندگی کنه مگه چه عیبی اونم کناره بقیه باشه و از نعمت هایی که خداوند براش قرار داده استفاده کنه.
شاید الان بخندی و بگی آخه مگه حباب هم موجوده زنده است که بخواد از نعمت های خدا استفاده کنه؟ من می گم آره حباب زنده است و ثابت می کنم.
من،تو،دوستت،تمام آدمهایی که دوروبرت هست همه اونا دارن تو یه حباب زندگی می کنن که صاحب اون حباب فقط یکیه!!!
بعضی آدمها با غرور خودشون این حباب رو می شکنند ولی بی آنکه بدانند همگان پشت سر اوچه حرف ها که نمی زنند.
یادمه یکی از دوستام که خیلی برام عزیز بود ازم یه در خواستی کرد گفت بهم کمک کن گفتم: تو اگه جان هم بخوای من میدم . ازم خواست براش یه ولی رو تهیه کنم.منم گفتم باشه چشم ،با اینکه خودم تو اوج بی پولی بودم این کارو انجام دادم .دلم راضی بود که کارش راه می افته .ولی بعده چند وقت دیدم یه حباب سیاهی دورشو گرفته که هیچ جوری دیده نمی شه تازه فهمیدم دوسته من عزیزه من عمر من خودشو تو پول گم کرده دوست ها و رفیق های به ظاهر خوب دورو برشو گرفته بودن و دیگه اون منو نمی دید دلم نمی خواست به یاده من باشه ولی به این قانع بودم که شاید بتونه بهم ثابت کنه که چرا ؟
چرا؟ با من این کارو کرد ولی حیف که دیگه خودشو گم کرده بود و از گذشته اش هیچی به خاطر نداشت...
آی آدم ها ببینید کجایید از کجا اومدید می خواهید چی کار کنید کجا می خواهید بروید .
همه ما ها تو یه حبابی هستیم از یک جنس، اولش همه پاک وصافیم ولی بعد هرکی به یه طرف میره هر کی یک رنگه پیدا می کنه ای کاش هیچ کس خودشو گم نکنه ولی من مونده ام که یه حباب صاف وساده ،پاک وبی ریا داشته باشم تا بتونم حسش ولی حیف .........
شاید دیگه منو ندیدی ((حباب))
واقعا حیفه اگه نخوای گوش بدی
آلبوم لنگه کفش کاره جدید از
محسن چاوشی
کیفت این آهنگ ها عالیه البته با نظر شما عالی تر میشه
تو برو ببین اگه بد بود هرچی دلت می خواد بهم بگو
من که منفجر شدم از بس خندیدم![]()
![]()
![]()
![]()
نظر یادت نره ![]()
![]()
![]()
link
شما نگاه كن اگه بد بود نظر نده اي بابا نمي ميري اگه نظر بدي
راستی برای دیدن روی ادامه مطلب کلیک کن

بقیه رو هم یه نگاهی بنداز خالی از لطف نیست...
بزن بر سر ادامه مطلب![]()
برای دیدن رو ادامه مطلب کلیک کنید
بوسه بزرگان ما را ببینید. چه خوب است همه بوسه ها این چنین باشد.
از اعماق وجود...بی ریا...پاک...
بقیه رو هم ببینید زیباست نظرهم بده جیگر!!!

چشم انتظار تو در کوچه هاي شب
سر مِيکنم ترانه عشقت براي شب
نسيم گمشده و انتظار من
در لحظه هاي راکد و بي ادعاي شب
شاِيد خِيال تو مهمان پونه هاست
مست از گناه و لذت شب پونه هاي شب
اشک از دو چشم تو تصوِير کودکي
افتاده بر دل اِين غنچه هاي شب
شمعي بِياد تو روشن کنار من
اشکي بِياد تو بر گونه هاي شب
ِيک شب بدون تو مِيمِيرم از غمت
چشم انتظار تو در کوچه هاي شب
___________0000000_____________0000000
_______00000000000000_______0000000000000
_____000000000000000000__000000000000000000
___000000000000000000000000000000_______00000
__0000000000000000000000000000000_________0000
_0000000000000000000000000000000000________0000
_0000000000000000000000000000000000000_____0000
0000000000000000000000000000000000000000___00000
00000000000000000000000000000000000000000_000000
000000000000000000000000000000000000000000000000
000000000000000000000000000000000000000000000000
_0000000000000000000000000000000000000000000000
__00000000000000000000000000000000000000000000
____0000000000000000000000000000000000000000
______000000000000000000000000000000000000
_________000000000000000000000000000000
____________000000000000000000000000
______________00000000000000000000
_________________000000000000000
___________________0000000000
_____________________000000
______________________0000
_______________________00
من بناي عقل را در هم كوبيدم ودرسهايي از عشق.
من شادي هايم را معامله كردم با ذرهاي از اندوه لاله. ![]()
من آسمان را به عرش كشيدم وكوير را با خنده پر كردم.
من گلو را به خنجر و ساقه هاي گندم را به نوازش داس معتاد كردم.
به كوير آموختم كه زخمهايش رابا نمك مرهم كند.
من براي تنهايي عشق شقايق دشت دور به وحشت افتادم وخدا را از ايمان خويش ترساندم.
آري
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي
ولي با منت وخواري پي شبنم نمي گردم.