تبليغاتX
به نام تنها اميد نا اميدان
فوضولی حبابی

سلام دوستان اگه زماني حس کردين اهل فضولي هستين ميتو نين اينجا کليک کنين

نوشته شده توسط پسره حبابی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 0 قبل از ظهر | لینک ثابت |

تقديم به دوستان حبابيم

زندگی را دریاب ...که زندگی حبابی بیش نیست .

با زندگی عطوفت نما ... که زندگی عطش کویری بیش نیست.

زندگی را به فردا واگذار مکن ... که دقایقی بیش نیست .

به زندگی بنگر با چشم دل ... که زندگی نقاشی بیش نیست .

زندگی را به خاطر بسپار ... که زندگی خاطراتی بیش نیست.

زندگی در غربت و سیاهی ... سرابی بیش نیست.

زندگی را انگونه که دوست داری نخواه ... که حسودی بیش نیست.

زندگی تو را به دور دستها می برد ... رویای خوشی بیش نیست.

زندگی را در انبوه گلهای دشت بیاب ... که زندگی شقایق عاشقی بیش نیست.

زندگی درک زیبایی گلهاست

نوشته شده توسط پسره حبابی در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 ساعت 3 قبل از ظهر | لینک ثابت |

آه....

اي كساني‌كه مأمور دفن من هستيد...

هرگاه كه من

مُردم مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همگان بدانند كه جز سياهي در دنيا، چيزي

نديده‌ام

چشمانم، چشمانم‌را باز بگذاريد تا بداند كه هنوز چشم انتظارم.

دهانم، دهانم‌را باز بگذاريد تا باور كند كه هنوز، ناگفتني‌ها دارم. دستانم،

دستانم‌را باز بگذاريد تا ببينند كه چيزي باخود نخواهم برد. در تابوت را باز

بگذاريد تا شايد كه بيايد آن‌گاه، صليبي از يخ بر سر مزارم بگذاريد تا با اولين

طلوع خورشيد، آب گشته، بر خاکم بگريد شما نگرييد

ديگران نگريند هيچ‌كس نماند

همه برويد تنها بودم مي‌خواهم تنها

بمانم

نوشته شده توسط پسره حبابی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 4 قبل از ظهر | لینک ثابت |


وقتی من مردم مرا در تابوت سیاهی بگزار تا همه بدانند جوان بودم۰

دستانم را بیرون بگزار تاهمه بدانند کسی را در آغوش نگرفتم۰

چشمانم را باز بزار تا همه بدانند کسی را دیدار نکردم۰

بدنم راحس کنیدتاهمه بدانند گرمای بدنم راکسی حس نکرده۰

لبهایم را باز بگزارید تا همه بدانند لبهایم بروی لبهای کسی نبوده است۰

سر مزارم گوله یخی بگزارید که بجای معشوقم گریه کند۰

و سر قبرم بنویسید ورود ممنوع عشق آمدو گفت بی سواد است۰ 

نوشته شده توسط پسره حبابی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 4 قبل از ظهر | لینک ثابت |

فال حافظ.....

حافظ اي حافظ شيرازي

بر من نظر اندازي

من طالب يک رازم

تو کاشف هر فالي

قسم به شاخه نباتت

قسم به قرآني که در سينه داري

اين فال مرا بگشاي
 

روی عکس کلیک کن ....

نوشته شده توسط پسره حبابی در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 2 قبل از ظهر | لینک ثابت |

.....فاصله.....

آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد.

                                              کاش می آمد و از دور تماشا می کرد.

 

فاصله

                               گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست 
                          بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست 
                          گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن 
                          گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست 
                          پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف 
                          تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست  
                          گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت 
                          جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست  
                          رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
                          بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست

نوشته شده توسط پسره حبابی در پنجشنبه دوم فروردین 1386 ساعت 2 بعد از ظهر | لینک ثابت |

آخ که چه لذتی داره .....
یاد آن روز

       که در صفحه

            شطرنج غمت 

                  شاه عشق بودم

                          با کیش رخت

                                                       مات شدم...

نوشته شده توسط پسره حبابی در یکشنبه ششم اسفند 1385 ساعت 11 بعد از ظهر | لینک ثابت |

داستان واقعي ...
يه داستان واقعي از زبان ساناز دختر 21ساله
بخونيد و غيرت بياموزيد......
سلام منم میخوام مثل بقیه داستان خودمو بنویسیم تا هم درد و دل کرده باشم و هم اگر به درد کسی بخوره از تجربه من استفاده کنه.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در جمعه دهم آذر 1385 ساعت 1 قبل از ظهر | لینک ثابت |

احساس گناه
اگر دنيا مال من بود انرا فدايت مي كردم
اگر خورشيد مال من بود نگاهت را در ان حك مي كردم تا با افتاب عشقت زندگي كنم
به ابرها مي گويم كه با غمهايت ببارند وباشاديهايت پرندگان نغمه بخوانند
به احترام امدنت درختان سر خم كنند وبرايت فرشي از گلهاي نسترن پهن مي كنم
مهربانم به اندازه تمام ستاره هاي اسمان دوستت دارم
خواهش مي كنم با من بمان تا ابد و
دوستم داشته باش اندك ولي براي هميشه
نوشته شده توسط پسره حبابی در شنبه بیستم آبان 1385 ساعت 10 بعد از ظهر | لینک ثابت |

یه تجربه تلخ حبابی

یه داستان دیگه

 ولی

غمناک تر

برای خواندن داستان روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 ساعت 3 بعد از ظهر | لینک ثابت |

یک داستان حبابی .....

یک داستان واقعی....

و

 

بغض آدمها

روادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در شنبه هفدهم تیر 1385 ساعت 1 قبل از ظهر | لینک ثابت |

یه تولد حبابی......

سلام بچه ها الان که دارم این متن رو می نویسم ساعت ۳:۵۴دقیقه صبح ۵شنبه ۹/۴/۸۵یک روز از تولدم گذشته الان هم خواستم به شما ناناز ها بگم از اینکه جشن تولد منو بهم تبریک گفتید تشکر کنم  از همه شما دوستان ممنونم  ......

راستی می خوام از این به بعد به مشکلات شما رسیدگی کنم می خوام هر کی هر سوالی داره در هر مورد بگه تا همه در موردش نظر بدن باید جالب باشه پس منتظر شما هستم.

نوشته شده توسط پسره حبابی در پنجشنبه هشتم تیر 1385 ساعت 3 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بچه ها متشکرم....

به نام آنكه دوستي را با لبخند وجدايي را امر اشك آفريد

 

ميدونيد، خيلي وقت بود كه مي خواستم كه وبلاگ رو آپ كنم ولي هيچ حسي نسبت به وبلاگ نداشتم راستش برام جالبه كه هميشه آدما از رو بيكاري ياد بقيه مي افتن من اين حرفم رو قبلا هم تو همين وبلاگ به صورت كامل توضيح دادم. بگذريم فقط اينو بدونيد چه قدر خوبه وقتي سرت شلوغه به فكر اون كسي كه مي دوني تنهاست باشي مطمئن باش اين بهترين هديه است .

 

 

لازم ميدونم در اينجا از عزيزاني كه در ساختن اين وبلاگ با نظرات سازنده خود منو كمك كردن تشكر كنم.

اول از همه، محمد عزيز كه واقعا در ساختن وبلاگ منو كمك كرد

زي زي گولوي خودم ((ملودي))

ونوس عزيز از اصفهان... نيلوترين نيلوفرم... محمد(( ترتولك)) از برازجان

 ستاره ((كوچولو)) ...

پرهام ((DP)) وآخر از همه مريم خانوم كه يه جورايي بايد بهش گفت مريم(( شكلاتي))

 

 

نشكن دلمو به خدا آهم مي گيره دامنتو عاقبت يه روز

نگو نمي توني بدي نظر مگه قلبت شده كينه توز

 

 

 

نوشته شده توسط پسره حبابی در شنبه سیزدهم خرداد 1385 ساعت 0 قبل از ظهر | لینک ثابت |

خودمم نمی دونم......

قسمت آخر اين ماجرا اين شد كه ..........

ادامه مطلب رو بزن

تا بفهمي به فرشته چي گذشت


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 ساعت 4 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بقيه داستان...
راستش قصد داشتم قسمت به قسمت بذارم داستان رو يه اتفاقي برام افتاد احساس مي كنم ديگه نتونم وبلاگم رو آپلود كنم شرمنده همه شما هستم دوست داشتم خيلي واضح توضيح بدم به شما دوستان ولي شرمنده ام كه نشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 9 بعد از ظهر | لینک ثابت |

یه داستان واقعی اما حبابی...

داستان فرشته بد شانس و پري تنها

بر اساس یه داستان واقعی

(البته من بجای اسم شخصیت های این ماجرا از اسم فرشته وپری استفاده کردم)

اگه دوست داري بقيه داستان رو هم بخوني نظرت رو در مورد قسمت اول بده


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 0 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بدون شرح

بدون شرح!!!

نوشته شده توسط پسره حبابی در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385 ساعت 2 قبل از ظهر | لینک ثابت |

یه فال نامه حبابی

پیشنهاد می کنم قبل از اینکه تو زندگیت تصمیمه مهمی بگیری یه سری به آدرس بزن

ضرر نداره

http://www.patoghtoop.com/sargarmi/fal_hajat.html

 

خواهش می کنم جدی بگیر

 

نوشته شده توسط پسره حبابی در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت 3 بعد از ظهر | لینک ثابت |

یک سال حبابی گذشت

سلام به تویی که همیشه همراه من بودی

 امید وارم سال خوبی رو داشته باشی و اینکه سایه پدر ومادر همیشه بالای سرت باشه ودعای خیرشان نگهدارت باشه دوست دارم در سال جدید هر وقت که این وبلاگ حبابی رو نگاه می کنی خنده رو لبات وگونه هات سرخ باشه از خوشحالی .

سال نومبارک حباب من

نوشته شده توسط پسره حبابی در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384 ساعت 7 بعد از ظهر | لینک ثابت |

تهران شهر حبابی...


جذابيتهاي تهران
همونطور كه ميدونيد، اعلام شده که تهران يکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شده. اما تهران جذابيت های منحصر بفردی هم دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد:
پس بچه تهرونیهای گروپ قدر این بهشتی که توش زندگی میکنیمو بدونین
هالا ببینین چرا؟؟؟؟
1)تهران تنها شهری است که در آن می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.

۲) تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و 60نفر سوار اتوبوس می شوند.

۳) تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند.
۴)                       تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.

۵) در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آن.

۶) در تهران هيچ جای زنها معلوم نيست، با اين وجود مردها به همه جاهايی که ديده نمی شود نگاه می کنند.

۷) همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.

۸) تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است.

۹) مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند
10)  رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود.

۱۱) ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود.

۱۲) در شمال شهر تهران مردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری.
  13)تو تهران وقتی تجریش برف میاد سمته شوش هوا آفتابیه
 14) تهران تنها شهری است در دنيا که وقتی یه خانوم خوشتیپ بخواد سوار تاکسی شه همه مسافرکش میشن
 
  15) تهران تنها شهری که اگه  .....................!!!
 
  ودر آخر تهران تنها شهری است در دنيا که دل مردمش پاک مسه دریا ولی چه فایده که مشکلات زندگی امونشونو بریده
آخر نفهمیدیم ما زندگی میکنیم یا زندگی ما

نوشته شده توسط پسره حبابی در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 ساعت 5 بعد از ظهر | لینک ثابت |

خاطرات حبابی من خدا نگه دار

برای آخرین بار منو با یه حباب ببین 

 

شاید بعضی وقت ها  تو این فکر افتاده باشید که چرا آدمها، این قدر کوچیک و خوار می شن که هر کی از راه می رسه می زنه تو سرشون میدونی وقتی یه حبابی می خواد متولد شه اول به فکره چیه؟

به فکر این هست که مبادا به چیزی اصابت بکنه تا بترکه آره بترکه .خوب آخه اونم حق داره زندگی کنه مگه چه عیبی اونم کناره بقیه باشه و از نعمت هایی که خداوند براش قرار داده استفاده کنه.

شاید الان بخندی و بگی آخه مگه حباب هم موجوده زنده  است که بخواد از نعمت های خدا استفاده کنه؟  من می گم آره حباب زنده است و ثابت می کنم.

من،تو،دوستت،تمام آدمهایی که دوروبرت هست همه اونا دارن تو یه حباب زندگی می کنن که صاحب اون حباب فقط یکیه!!!

بعضی آدمها با غرور خودشون این حباب رو می شکنند ولی بی آنکه بدانند همگان پشت سر اوچه حرف ها که نمی زنند.

 یادمه یکی از دوستام که خیلی برام عزیز بود ازم یه در خواستی کرد گفت بهم کمک کن گفتم: تو اگه جان هم بخوای من میدم . ازم خواست براش یه ولی رو تهیه کنم.منم گفتم باشه چشم ،با اینکه خودم تو اوج بی پولی بودم این کارو انجام دادم .دلم راضی بود که کارش راه می افته .ولی بعده چند وقت دیدم یه حباب سیاهی دورشو گرفته که هیچ جوری دیده نمی شه تازه فهمیدم دوسته من عزیزه من عمر من خودشو تو پول گم کرده دوست ها و رفیق های به ظاهر خوب دورو برشو گرفته بودن و دیگه اون منو نمی دید دلم نمی خواست به یاده من باشه ولی به این قانع بودم که شاید بتونه بهم ثابت کنه که چرا ؟

چرا؟ با من این کارو کرد ولی حیف که دیگه خودشو گم کرده بود و از گذشته اش هیچی به خاطر نداشت...

آی آدم ها ببینید کجایید از کجا اومدید می خواهید چی کار کنید کجا می خواهید بروید .

همه ما ها تو یه حبابی هستیم از یک جنس، اولش همه پاک وصافیم ولی بعد هرکی به یه طرف میره هر کی یک رنگه پیدا می کنه ای کاش هیچ کس خودشو گم نکنه ولی من مونده ام که یه حباب صاف وساده ،پاک وبی ریا داشته باشم تا بتونم حسش ولی حیف .........

شاید دیگه منو ندیدی ((حباب))

نوشته شده توسط پسره حبابی در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 ساعت 8 بعد از ظهر | لینک ثابت |

آهنگ های حبابی من

واقعا حیفه اگه نخوای گوش بدی

آلبوم لنگه کفش کاره جدید از

محسن چاوشی

 

  1. لنگه کفش
  2. رئیس خوشکلا
  3. خاطرهای مرده
  4.  بچه هایجنوب
  5. غزل خون
  6. عشق دوحرفی
  7. عشقم ودستکم نگیر
  8. دل
  9. تنگ بلوری

کیفت این آهنگ ها عالیه البته با نظر شما عالی تر میشه

نوشته شده توسط پسره حبابی در پنجشنبه ششم بهمن 1384 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |

جعبه جادویی از جنس حباب...

تو برو ببین اگه بد بود هرچی دلت می خواد بهم بگو

من که منفجر شدم از بس خندیدم

 

!قابل توجه پسرا : خانوما قبل و بعد آرايش
ببينين اين دختره چي كار كرده ! من كه كف كردم
!رفتار اين گربه چقدر شبيه آدماس
اين دو تا ني ني بد تو فازن ، مزاحمشون نشين
!اسكي فقير فقرا ، ارزون و باحال
!شكار لحظه : بدبياري از آسمون مي باره
كي گفته بسكتبال مال قد بلنداس ؟
اين دختر عشوه اي با شما كار داره ، خيلي باحاله
آنچه را ما مي بينيم ... يه نمه برين تو فكر
  ! اختراع توپ واسه دختراي ترشيده و كمبود دار
  اوا ! اين ديگه چه جور جونوريه؟
  دماغتون رو رايگان عمل كنين
  مايكل جكسون در حال فرار از دست پليس
  عشق رو بيخي ! تو ازدواج پول مهمه ، خيلي هم راضيه دختره
  !چه بخور بخوري راه انداختن پدر و پسر
  پسره بي غيرت ! خسته نشي يهو ؟
  ...هنرنمايي روي ناخووناي اين دختر جوون
  سوار اتوبوس بشو ، برو تو دهن كوسه
!!واي چه دختري ، زيبايي يعني اين ، بزرگ بشه چي مي شه
  !داغ ترين بوسه اي كه تو عمرتون ديدين
  ...اگه مي خواي اين خانومه بهت شير بده
  !اين كفش هاي جديد رو باهم مقايسه كنين
  مورچه جون ! قربون دستت مارم تا يه جايي برسون
  وقتي اراده كني حرفتو بزني ، هيچي نمي توه جلوتو بگيره
  عكسهاي دخترا و زنهاي ورزشكار ايروني
  محمدرضا گلزار و علي دايي تو باشگاه بيليارد
  ...عكس هاي جرج بوش ، از بچگي تا حالا
  !انگليسي بلد باشي زودتر ميرسي بيرجند
  بازيگر نقش فرشته ، پشت دوربين
  ماجراهاي پسر جيشو ، خيلي باحاله
  چند بار بگم زياد نخور؟
  سايت گوگل در سال 2084
  !عكس يادگاري رنگي اهالي برره
  مجموعه اي از قرصهاي اكستازي
  تجمع دختران در مقابل ورزشگاه آزادي تهران
 پوستتو ميكّنم !!! زير 18 سال نبينه
  !خواهشمند است در اين مكان شاش نكنيد
  ...به اين مي گن شكار لحظه ، تخم مرغ با اين خانومه چه كرده
  !اوخ اوخ ، كله اين فوتباليسته كجا رفته
  !!پليس اين ني ني رو هم جريمه كرده
  ...دختره ي وحشي ، قاتل ، سنگدل
  زبون تو زبون ! باحاله
  !!اگه ناراحتي قلبي دارين كليك نكنين
  !خبر خوب براي دختراي دم بخت
  مچاله شدن ماشين پليس تو يه روز پاييزي
  چرا سيگار رو لاي دو تا انگشت نگه مي دارن؟
  !!كل كل چند تا دختر واسه ازدواج با يه پسر
  الو...برج مراقبت...با زندگي خداحافظي كن
  ...عكسهايي از آتيش گرفتن كلي ماشين تو تهران

ادامه لينك ها

نظر یادت نره

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط پسره حبابی در دوشنبه سوم بهمن 1384 ساعت 11 قبل از ظهر | لینک ثابت |

لینک های جذاب و خنده دار برای آدم های حبابی...

 

link

شما نگاه كن اگه بد بود نظر نده اي بابا نمي ميري اگه نظر بدي

راستی برای دیدن روی ادامه مطلب کلیک کن

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در دوشنبه سوم بهمن 1384 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

هنر همین است وبس!!!
هنر این دختر کوچولو رو ببین چه قشنگه !!!

بقیه رو هم یه نگاهی بنداز خالی از لطف نیست...

بزن بر سر ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |

بوسه های حبابی....
ببینید تا هیچ وقت نبینید....  

برای دیدن رو ادامه مطلب کلیک کنید

بوسه بزرگان ما را ببینید. چه خوب است همه بوسه ها این چنین باشد.

از اعماق وجود...بی ریا...پاک...

بقیه رو هم ببینید زیباست نظرهم بده جیگر!!!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

عکس های عاشقانه برای حباب های من....
با کلیک بر روری ادامه مطلب می توانید زیباترین لحظات زندگی را ببینید...

چشم انتظار تو در کوچه هاي شب

سر مِيکنم ترانه عشقت براي شب

نسيم گمشده و انتظار من

در لحظه هاي راکد و بي ادعاي شب

شاِيد خِيال تو مهمان پونه هاست

مست از گناه و لذت شب پونه هاي شب

اشک از دو چشم تو تصوِير کودکي

افتاده بر دل اِين غنچه هاي شب

شمعي بِياد تو روشن کنار من

اشکي بِياد تو بر گونه هاي شب

ِيک شب بدون تو مِيمِيرم از غمت

چشم انتظار تو در کوچه هاي شب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 ساعت 10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

متن های عاشقانه حباب من....
برای دیدن عکس های متنی بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. ضررنداره!!! 

___________0000000_____________0000000
_______00000000000000_______0000000000000
_____000000000000000000__000000000000000000
___000000000000000000000000000000_______00000
__0000000000000000000000000000000_________0000
_0000000000000000000000000000000000________0000
_0000000000000000000000000000000000000_____0000
0000000000000000000000000000000000000000___00000
00000000000000000000000000000000000000000_000000
000000000000000000000000000000000000000000000000
000000000000000000000000000000000000000000000000
_0000000000000000000000000000000000000000000000
__00000000000000000000000000000000000000000000
____0000000000000000000000000000000000000000
______000000000000000000000000000000000000
_________000000000000000000000000000000
____________000000000000000000000000
______________00000000000000000000
_________________000000000000000
___________________0000000000
_____________________000000
______________________0000
_______________________00


 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط پسره حبابی در جمعه نهم دی 1384 ساعت 12 بعد از ظهر | لینک ثابت |

چرا همش من....!!!

من بناي عقل را در هم كوبيدم ودرسهايي از عشق.

من شادي هايم را معامله كردم با ذرهاي از اندوه لاله.

من آسمان را به عرش كشيدم وكوير را با خنده پر كردم.

من گلو را به خنجر و ساقه هاي گندم را به نوازش داس معتاد كردم.

به كوير آموختم كه زخمهايش رابا نمك مرهم كند.

من براي تنهايي عشق شقايق دشت دور به وحشت افتادم وخدا را از ايمان خويش ترساندم.

آري

من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم ز بي آبي

                                                   ولي با منت وخواري پي شبنم نمي گردم.

نوشته شده توسط پسره حبابی در چهارشنبه هفتم دی 1384 ساعت 1 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اشک حباب...
وقتي در آغوشم بودي قطره اشكي بر گونه ات لغزيد خواستم با

انگشتانم آن قطره اشك را پاك كنم

اما ...!

آن قطره اشك برايم آشنا بود ...آشنا بود ... ؟

يادم آمد ...!

آن هنگام كه خداوند تورا مي آفريد خاك تو را با اشكهايم

سرشت!!!

راستي به گونه هاي خيس من نگاه كن!!

اشكهاي من براي انگشتانه تو آشنا نيست...

نوشته شده توسط پسره حبابی در یکشنبه چهارم دی 1384 ساعت 2 بعد از ظهر | لینک ثابت |